خانه / اخبار ویژه / سکانس پاياني زندگي الينا؛چه کسي پاسخگوست ؟ سلامت گلستان درکما

سکانس پاياني زندگي الينا؛چه کسي پاسخگوست ؟ سلامت گلستان درکما


 

الینا3
13 ارديبهشت ماه سال جاري خبري نگران کننده در رسانه هاي مختلف استان گلستان منتشر شد؛ الينا دختر 6 ساله گرگاني بر اثر اشتباه پزشکي در بيمارستان طالقاني گرگان به کما رفت.
اين خبر نه تنها در استان گلستان بازتاب بسيار زيادي داشت بلکه باعث واکنش اصحاب رسانه در سطح ملي شد و حتي رسانه ملي نيز در اين خصوص گزارشي را پخش کرد.
پس از انتشار اين اخبار تيمهاي مختلفي از وزارت بهداشت، علوم پزشکي استان، سازمان نظام پزشکي، دادگستري استان گلستان و ديگر دستگاههاي نظارتي وارد ماجرا شده و بررسي پرونده را در دستور کار خود قرار دادند.
اين اقدامات ادامه داشت تا آنکه در تاريخ 23 مردادماه سال جاري، اليناي 6 ساله پس از 100 روزکما دار فاني را وداع گفت.
در اين مدت مسئولان دانشگاه علوم پزشکي دلايل و مطالب مختلفي را در خصوص الينا 6 ساله بيان کردند اما در اين مجال، گفتوگو خواهيم کرد با حسين فروتن پدر الينا تا آنچه در اين مدت گذشته است را از زبان خانواده الينا 6 ساله بشنويم:
هفتم ارديبهشت امسال بود که دخترم را براي معالجه نزد پزشک معالج برديم وي گفت که بايد دارو استفاده کند تا بعد از درمان موقت الينا را عمل کند.
13 ارديبهشت آزمايشهاي کامل روي الينا انجام شد و پزشک تشخيص داد که الينا عمل شود و به بيمارستان طالقاني رفتيم و هنوز تمام برگههاي آزمايش را دارم و در گزارش پرستاري هم نوشتند که وي آماده عمل جراحي است و دخترم با پاي خودش به اتاق عمل رفت.
ساعت 9:30دقيقه وارد اتاق عمل شد و ساعت 11 از اتاق عمل خارج شدند و زماني که از اتاق عمل بيرون آمد ، الينا کامل به هوش نيامده بود و تنها ناله ميکرد و من احساس کردم که صورتش کمي ورم کرده است.
بعد از نيم ساعت که بهوش آمد انقدر حال الينا بد بود که فکر ميکرد من دکترم و به من ميگفت آقاي دکتر قلبم درد ميکنه و ميسوزه و تو بايد قلب مرا خوب کني.
وقتي که لباسش را بالا زدم ديدم روي قفسه سينه دخترم ورم کرده و فوري به پرستار اطلاع داديم که توجهي نکرد و دخترم به شدت درد داشت.
شيفت پرستاري که تغيير کرد پرستار جديد دخترم را ديد و سريع به پزشک معالجش خبر داد و وضعيت الينا را تشريح کرد که سريع دستور آزمايشات و عکس لازم را صادر کرد و چند ساعت بعد پزشک معالج به بيمارستان آمد و متوجه شد حال الينا مناسب نيست و سريع الينا را دوباره وارد اتاق عمل کردند.
سه پزشک جلسهاي را تشکيل دادند اما به من اجازه ندادند در جلسه حاضر شوم و سريع الينا را به اتاق عمل بردند و بعد از نيم ساعت که الينا از عمل دوم بيرون آمد ديدم دستگاه اکسيژن بهش وصل شده و چندين پرستار اطراف وي هستند و بعد از چند دقيقه از دهان الينا کف خارج شد که دوباره او را به اتاق عمل بردند و بعد از چند دقيقه سريع دخترم را به ICU منتقل کردند.
پزشک کشيک شب متوجه وخيم بودن اوضاع الينا شد و کنار قفسه سينه الينا را سوراخ کرد که متاسفانه شيلنگي که استفاده کرده بود در بدن الينا کج شد و بعد از دو ساعت و نيم متوجه شدند که دستگاهي که وارد بدن الينا شده بود هيچ تاثيري نداشته و اينبار يک پزشک ديگر سمت مقابل قفسه سينه الينا را سوراخ کرد که ساعت 4 و نيم صبح بود که همسرم به من اطلاع داد الينا مثل مرغ بال بال ميزند.
پرستاران به ما گفتند زماني که پهلوي الينا را سوراخ ميکردند وي کامل واکنش نشان ميداد و حتي براي سوراخ کردن بدنش درد را احساس ميکرد اما وقتي صبح که به ICU رفتم زماني که پرستاران متوجه من نبودند وارد اتاقش شدم و ديدم دخترم هيچگونه علائمي ندارد و دستگاهها خاموش است و انگار يک مرده روي تخت افتاده است.
من پرستار را صدا کردم و گفتم بچه من هيچ علائمي ندارد و آمد و ديد دستگاه خاموش است و الينا هيچگونه علائمي ندارد که سريع پرستارهاي ديگر آمدند و من را از اتاق بيرون کردند و به پزشکان زنگ زدند و بالاي سر الينا رفتند که پزشک معالجش ساعت 9 صبح از اتاق الينا بيرون آمد و به من گفت متاسفانه دخترم ايست قلبي کرده و اکسيژن به مغزش نرسيده و پزشک مغز و اعصاب بايد الينا را معاينه کند و هرچه گفتيم چه اتفاقي افتاده به ما نگفتند.
تو اين سه ماه همه پزشکان به من دروغ گفتند و از طرفي به من ميگفتند حال دخترت خوب ميشود و از طرف ديگر به رسانهها ميگفتند الينا مرگ مغزي شده است.
حتي اين روزهاي آخر دخترم درد را احساس ميکرد و هشت روز قبل از مرگ الينا پزشک ديگري را آوردند و 20 دقيقه دستگاه را از الينا جدا کردند که بعد از آن اتفاق شرايط الينا خيلي بد شد و درست هشت روز بعد از اين موضوع الينا فوت شد.
سوال من اين است که نبايد از من اجازه ميگرفتند که ميخواهند دستگاه را از دخترم جدا کنند؟ براي سيتي اسکن که ميخواستند به بيمارستان 5 آذر ببرند از من اجازه ميگرفتند اما بدون اجازه من دستگاه را از دخترم جدا کردند؛ مگر دختر من موش آزمايشگاهي بود که ميخواستند روي وي آزمايش انجام دهند؟
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکي استان به ما ميگفت اگر دخترت تشنج کرده و حتي واکنشي نشان ميدهد اين جاي اميدواري است و خيلي نشانه خوبي است اما از طرف ديگر در رسانهها چيز ديگري ميگفت و حتي من نسبت به اين تناقضگوييها به وي اعتراض کردم که وي گفت چون رئيس دانشگاه علوم پزشکي استان کنار من بود، من را مجبور کرد که اينگونه به رسانهها بگويم و از من معذرتخواهي کرد و گفت من را حلال کنيد.
حتي من نوار مغز الينا را به چندين پزشک در استانهاي مختلف نشان دادم که همه آنها گفتند علائم مغزياش خيلي خوب است اما پزشکان بيمارستان هيچکدام اين موضوع را تائيد نکردند.
هنوز هيچ دليلي براي علت مرگ الينا به ما نگفتند و فقط ميگويند چون شيلنگي که به الينا زده بودند باعث پارگي در بدن بچه شده ، او دچار مرگ مغزي شده است.
هرچه اعتراض ميکنيم به ما هيچ توضيحي نميدهند و ميگويند شکايت کن تا جوابت را قانوني بدهند و بعد از مدتها نظام پزشکي در گزارش خود قصور را تائيد کرده اما در گزارش اسم نبرده است.
وکيلي که براي اين پرونده در نظر گرفتيم ابتدا ميگفت من پرونده را قبول نميکنم چون تمام پروندههاي قصور پزشکي به سود پزشکان تمام ميشود اما در نهايت قبول کرد.
وي در خصوص موضوع اهداي عضو الينا گفت: نظر من اين بود که اهداي عضو را انجام دهند اما دکتر ابراهيمي امضاء پزشکاني که مرگ مغزي را تائيد کرده بودند را تائيد نکرد و اهداي عضو انجام نشد.
هنوز هيچ عضوي از علوم پزشکي استان به ما تسليت نگفته و حتي نيامدند به ما سر بزنند حال و روز ما چطور است و متاسفانه در اين مدت تمام مسئولان آمدند و خودنمايي کردند و رفتند.
بازرس دانشگاه علوم پزشکي استان به من گفت که اگر پزشکان دختر شما در اين موضوع مقصر هم باشند نميتوانيم آنها را مقصر اعلام کنيم چون بيمارستان نيرو کم دارد و به اين پزشکان نياز داريم.
درخواست من اين است که پزشکان جواب درستي به من بدهند که چرا دختر من براي عمل لوزه فوت کرده است.

حتما ببینید

فوری/ حمله تروریستی به مراسم رژه نیروهای مسلح در اهواز

صبح امروز در جریان برگزاری رژه نیروهای مسلح در اهواز، چند فرد مسلح مراسم رژه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *